|
يادداشتهاي حميد www.h55hamid@yahoo.com
| ||
ابن ابى لیلى از یاران امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده : روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك آن حضرت وارد شدیم ، حضرت به من فرمود: این شخص كیست ؟ عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان مى باشد كه صاحب رای و داراى نفوذ كلام است .حضرت فرمود: آیا همان كسى است كه با رای و نظریّه خود چیزها را با یكدیگر قیاس مى كند؟ عرض كردم : بلى . پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آیا مى توانى سرت را با سایر اعضای بدن خود قیاس نمائى ؟ نعمان پاسخ داد: خیر. حضرت فرمود: كار خوبى نمى كنى و سپس افزود: آیا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ایمان باشد؟ جواب گفت : خیر. امام علیه السلام پرسید: آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟ اظهار داشت : خیر. ابن ابى لیلى مى گوید: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدایت شوم ، شما خود، پاسخ آنها را براى ما بیان فرما تا بهره مند گردیم .
بنابراین حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود:همانا خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است و چنانچه آن مایع شور مزّه در آن نمى بود پیه ها زود فاسد مى شد و همچنین خاصیّت دیگرش این است كه اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد تا مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد. و بى مزّه بودن آب دهان موجب فهمیدن مزّه اشیا خواهد بود ؛ و نیز به وسیله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سینه خارج مى گردد.
و امّا کلامی كه اوّلش كفر و آخرش ایمان مى باشد جمله « لا إ له إ لاّ اللّه » است كه اوّل آن « لا اله » یعنى هیچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش « الاّ اللّه » است ، یعنى مگر خداى یكتا و بى همتا.
موضوعات مرتبط: جهان آفرينش [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:4 ] [ حميد ]
اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند ، من به راه
کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . امام علی النقی علیه السلام اولین بار نیست که دشمنان خدا به ساحت اهل بیت پیامبر (ص) جسارت می کنند . همین چند سال پیش حرم مطهر امام علی النقی(ع) و فرزند بزرگوارش امام حسن عسکری (ع) را در شهر سامرا با بمب ویران کردند .
اینبار نیز با هتک حرمت امام مظلوم ما دل همه شیعیان عالم و به خصوص نوه ایشان حضرت مهدی (عج) را به درد آوردند . بدنبال عمل شنیع خواننده فتنه گران سبز در کشور آلمان و انتشار آلبومی با نام نقی که شاهین نجفی ملعون در ترانه های آن آشکارا به ساحت امام دهم شیعیان حضرت امام هادی (ع) بدترین جسارتها و توهین ها را روا داشته بلافاصله شبکه بی بی سی فارسی برای حمایت از این ملعون مصاحبه زنده ای با او کرده که من فیلم آنرا دیدم و در این مصاحبه این ملعون با افتخارکار خود را آگاهانه می داند و می گوید من از تبعات کارم مطلع بودم اما خواستم این تابو ها را بشکنم و . . . به دنبال این جسارت ، از دو تن از مراجع تقلید آیات عظام صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی در این خصوص استفتا گردیده که این دو مرجع عالیقدر فتوا به ارتداد توهین کنندگان به ساحت امامان معصوم را صادر کردند و شیعیان آلمان هم برای کشتن این ملعون مبلغی را به عنوان جایزه تعیین نمودند هر چند که منابع خبری از حمایت دولت اسراییل از شاهین نجفی خبر داده و اعلام کرده اند اسراییل حاضر است به او پناهندگی بدهد . دلم گرفته می خواهم به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی که صحابی با وفای امام هادی (ع) بوده مشرف شوم . کسی که همواره با امام علی النقی (ع) بوده و بی شک امروز بیش از همه ما از توهین به امام مظلوم ما غمگین است. سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم امام مظلوم ما در حیاتت مظلوم زیستی مظلومانه به شهادت رسیدی حتی حرمت در سامرا مظلوم است و هنوز مظلومی
موضوعات مرتبط: چهارده معصوم(ع) [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 23:19 ] [ حميد ]
روزی حکیمی به پسرش گفت : امروز به تو سه پند میدهم که کامروا شوی: وسوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی. پسر گفت ای پدر جان ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم ؟ حکیم جواب داد : اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد . اگر کمی بیشتر کار کنی و دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس میکنی بهترین خوابگاه جهان است . و اگر با مردم دوستی کنی در قلب آنها جای می گیری وآن وقت بهترین خانه های جهان مال توست . موضوعات مرتبط: حکایات پندآموز [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 11:27 ] [ حميد ]
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 16:30 ] [ حميد ]
سومین سالی است که روز مادر را بدون او برگزار می کنم
رهگذر آهسته بگذر این مزار مادر است
پاره جان و تن است این خفته در خاک سیاه
تا ابد چشمان ما در انتظار مادر است
مادر عزیزم ، روزت مبارک پسرت حمید [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 3:0 ] [ حميد ]
جالب است بدانید آرامگاه بیش از ۱۰ تن از پیامبران الهی در کشور ما ایران
واقع شده که عبارتند از :
۱- دانیال : شهر شوش (امام علی (ع) محل قبر ایشان را تایید نموده و فرموده اند: هر کس برادرم دانیال را زیارت کند مرا زیارت کرده)
۲- یوشع : اصفهان (در گورستان تاریخی تخت فولاد مدفون است )
۳- حیقوق : تویسرکان (ایشان هم عصر حضرت دانیال بوده اند و مقبره ایشان در شهر تویسرکان است )
۴- اشموییل : ساوه (این پیامبر الهی هم عصر طالوت و جالوت بوده و مقبره ایشان در جاده بویین زهرا واقع شده است )
۵- سلام ۶- سلوم ۷- سهولی ۸- القیا (این چهار پیامبر خدا هم عصر اصحاب کهف بوده و در بقعه چهارانبیا در شهر قزوین مدفون هستند )
۹- جحی: (ایشان ۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می زیسته و در مسجد پیغمبر شهر همدان مدفون است )
۱۰- قیدار : (این پیامبر الهی نوه حضرت ابراهیم بوده و جد پیامبر بزرگوار اسلام محسوب می شود و در شهر خدابنده مدفون می باشد )
البته طبق اقوال مردم ، آرامگاه پیامبران دیگری نیز در ایران قرار دارد که البته خیلی معتبر نیست. موضوعات مرتبط: پیامبران الهی [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 4:41 ] [ حميد ]
وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّیقًا نَّبِیًّا وَ رَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِیًّا (سوره مریم : ۵۷-۵۸)
حضرت ادریس علیه السلام از نواده هاى حضرت آدم است و سومین پیامبرخداست كه بعد از آدم و شیث به مقام پیامبرى نائل گردیده است.
از ادریس علیه السلام كلمات حكمت آمیزى نقل شده كه به زبانهاى مختلف جهان ترجمه شده است و از سخنان اوست:
1- بهترین شكرانه نعمتهاى خداوند، احسان و نیكى به بندگان اوست. 2- قسم دروغ نخورید و دروغ گویان را قسم ندهید. 3- از كسبهاى پست اجتناب كنید. 4- در پیشگاه خداوند با نیتهاى خالص قدم بزنید.
و اما داستان ۲۰ سال فراری بودن ادریس (ع):
ابتداى پیامبرى ادریس(ع) پادشاهى ستمگر بر قوم وی حكومت میكرد و فرمانش بر مال و جان مردم نافذ بود. روزى پادشاه براى تفریح و خوشگذرانى از مركز حكومت خود خارج گردید. عبورش به چمنزار سبز و خرمى افتاد و مورد پسندش واقع شد. از وزراى خود پرسید: این چمنزار از كیست ؟ گفتند: برای مردى خدا پرست با فلان نام و نشان است. شاه دستور داد مرد بینوا را احضار كردند سپس به او تكلیف كرد كه این زمین را به من واگذار كن . مرد با ایمان كه متكى به خداوند بود گفت: عائلهاى دارم كه از تو محتاجترند. شاه غضبناك به قصر خود بازگشت . همسر شاه که زنى ناپاك بود چون شوهر را غضبناك دید سبب را پرسید. شاه داستان زمین و مالكش را نقل كرد و گفت: امتناع این مرد از تسلیم زمین مرا سخت آزرده ساخته است .
زن گفت چاره كار آسان است . پس عدهاى از یاران ناپاكدل و خدانشناس خود را طلبید و گفت بروید نزد شاه و گواهى دهید كه فلانی (مالك زمین) از دین شاه روگردان شده و به صف گمراهان پیوسته است . به گواهى آنان ، مالك زمین كشته شد و چمنزار به تصرف شاه درآمد. دریاى غضب پروردگار در برابر این جنایت بزرگ به جوش آمد و به ادریس (ع) وحى رسید كه : نزد این ستمكار برو و به او بگو به كشتن بنده من اكتفا
نكردى . ملك او را گرفتى و عائله او را بیچاره ساختى . بهوش باش كه از
تو انتقام میگیرم و سلطنت را از تو سلب میكنم . مركز فرمانروائى تو را
ویران و گوشت زن ناپاك تو را طعمه سگان میسازم .
آیا حلم و بردبارى من تو را مغرور و سركش ساخته است ؟
ادریس(ع) پیام پروردگار را رساند ولى شاه در جوابش گفت : پیش از آنكه به دست من كشته شوى ، از نزدم بیرون برو ! زن شاه نیز به شوهر خود گفت : از پیام خداى ادریس هیچگونه بیم درخودت راه نده ، من میفرستم او را بكشند و چند نفر در تعقیب ادریس فرستاد.
مأموران در جستجوى ادریس بودند و ادریس به دستور خداوند از شهر خارج شد و خود را مخفى ساخت و از خداوند درخواست كرد: خداوندا ! باران رحمت خود را بر این شهر نازل مفرما تا من درخواست كنم .
آنگاه ادریس(ع) به غاری در دامنه یک كوه پناهنده شد و خداوند فرشتهاى بر او گماشت كه همه شب غذاى مورد احتیاج او را به او برساند.
ادریس(ع) در پناه غار با آرامش خاطر بسر میبرد و موضوع نفرین او ورد زبانها بود. مدتی بعد پروردگار عالم به انتقام آن مرد بیگناه ، شاه ستمگر را از تخت سلطنت سرنگون كرد و او را به چنگال مرگ گرفتار ساخت و زنش را طعمه سگان نمود.
از گم شدن ادریس بیست سال گذشت. یك قطره باران هم نبارید و زندگانى مردم بسى سخت شد. زراعتها از بین رفت و باغستانها از بى آبى خشكید. اهالى دست نیازمندى به شهرها و نقاط دیگر دراز كردند و در اثر فشار و بیجارگى به خود آمدند و گفتند: این بدبختى ما براى نفرین ادریس است كه از خدا درخواست كرده باران بر ما نفرستد. اینك ادریس ناپدید است ولى خداى ادریس از او مهربانتر و رحمتش واسع تر است پس به درگاه خدا رفتند و از گناهان خود استغفار كردند و خاك ندامت بر سر ریختند.
خداوند توبه آنها را قبول كرد و ادریس را به شهر برگرداند و مردم به حضور او شرفیاب شدند و توبه خود را تجدید كردند. ادریس از خدا طلب باران كرد. پس ابرها صفحه آسمان را پوشانید و بارانى سودمند بارید و مردم سیراب گشتند. سالها گذشت و ادریس به رهبرى و راهنمائى قوم خود اشتغال داشت تا خداوند متعال او را بالا برد و به مقامى ارجمند رساند.
برگرفته از دوره كامل قصههاى قرآن، سید محمد صوفى موضوعات مرتبط: پیامبران الهی [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:57 ] [ حميد ]
در کتاب "پایی که جا ماند" نویسنده از شهادت دهها مجروح اسیر ایرانی در
اردوگاههای اسرا در عراق نوشته بود که نه تنها برای درمان آنها اقدام نشد بلکه تا لحظه شهادت با شکنجه های فراوان روبرو بودند...
بعد از خواندن این کتاب یاد شهید محمد رضا شفیعی افتادم که آذر ماه سال ۱۳۸۹ در وبلاگم راجع به ایشان پستی نوشته ام با عنوان : زیارت یک شهید
این شهید والا مقام در واحد تخریب لشكر ۱۷ علی ابن ابی طالب (ع) سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۴ پس از مجروحیت به اسارت نیروهای بعثی درآمده و در بیمارستان نظامی بغداد مظلومانه به شهادت می رسد و پیکر مطهرش را در قبرستان الكخ مابين دو شهر سامرا و كاظمين دفن می کنند.
سالها بعد هنگامی که مادر شهید به عتبات عالیات مشرف می شود با زحمت بسیار موفق می شود به این قبرستان رفته و قبر فرزندش را زیارت کند و به امام حسین (ع) متوسل می شود که فرزندش را به او برگرداند. کمتر از دو سال بعد با توافق ایران و عراق ، پیکر مدفون شهدای ایرانی از آنجا به میهن منتقل می گردد. اما نکته بسیار جالب در این ماجرا این است که از بین ۵۷۰ شهیدی که می آورند پیکر شهید محمد رضا شفیعی که بعد از ۱۶ سال از زیر خاک در آورده اند تازه و سالم مانده :
این عکس را در سال ۱۳۸۱ و قبل از دفن پیکر شهید در گلزار شهدای قم از شهید انداخته اند در حالیکه ۱۶ سال از زمان شهادت او سپری شده . من هر بار که به گلزار شهدای علی ابن جعفر قم می روم معمولا سری هم به مزار این شهید والامقام می زنم : قطعه ۲ ردیف ۱۴ شماره ۱ موضوعات مرتبط: دفاع مقدس [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:42 ] [ حميد ]
به تازگي مشغول خواندن خاطرات تكان دهنده يك نوجوان ۱۶ ساله شده ام در كتاب " پايي كه جا ماند"
در مقدمه كتاب آمده : این کتاب را به ولید فرحان خشنترین گروهبان بعث عراق تقدیم میکنم ! شاید هنوز هم زنده باشد مردی که مرا سالها در همسایگی حرم مطهر جدم شکنجه کرد مردی که هر وقت اذیتم میکرد، نگهبان شیعه عراقی، علی جارالله در گوشهای مینگریست و میگریست شاید اکنون فرحان شرمنده باشد با عشق فراوان این کتاب را به او تقدیم میکنم ، به خاطر آن همه زیبایی که با اعمالش آفرید و آنچه بر من گذشت جز زیبایی نبود ما رايت الا جميلا
پي نوشت حميد : بسیجی قهرمان سید ناصر حسینی پور ، سلام اینک که یادداشتهای تو را از دوران مجروحیت و اسارت می خوانم می بینم هرگز نمی توانم خودم را با تو قياس كنم چه رسد به اینکه بخواهم خودم را جای تو قرار دهم . اينكه در سخت ترين شرايط در گرماي ۵۰ درجه جنوب و در محاصره دشمن بعثي هر دو پايت گلوله بخورد و ساق پاي راستت قلم بشود و از مچ آويزان و موقعی که اسير هم می شوي به جاي درمان ، دو روز در همان شرايط سخت در خط مقدم مورد ضرب و شتم واقع شوي واقعا ديوانه كننده است.
هرگز نمي توانم لحظه اي را كه سرگرد بي رحم عراقي با اسلحه خود دو گلوله ديگر به پاهايت زده تا زجر بيشتري بكشي را تصور كنم . لحظات انتقال دردناك تو به پشت جبهه و اردوگاه الرشيد و جا دادن مجروحين در توالتهاي كثيف غير قابل تحمل است. دو هفته تحمل درد طاقت فرسا و عفونت وكرم گرفتن بدنت غير قابل تصور است . بي جهت نيست كه بعد از ۱۶ روز وقتي در بيمارستان نظامي در پاركينگ ماشين هايشان با شلنگ آب سعي در شستن تو و زخم ها و عفونت هاي بدنت داشته اند حس خوبي داشته اي.
اسارت بد است و مجروحيت در اسارت بدتر ! هنوز به شكنجه هاي ولید فرحان نرسيده ام ولي از حالا به ياد غربت جدت امام موسي كاظم(ع) و شكنجه هاي ایشان در زندان هارون الرشيد ....
بعد از خواندن كتابهاي "دا" و " بابا نظر" خيلي وقت بود كه از خاطرات سالهاي دفاع مقدس كتابي نخونده بودم. كتاب "نورالدين پسر ايران " رو هم تهيه كرده ام تا بعد از اين كتاب دست بگيرم ، انشالله موضوعات مرتبط: دفاع مقدس [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:36 ] [ حميد ]
این عکس توسط ناسا بوسیله تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده است :
کشف جدید دانشمندان علوم فضایی حاکی از اینه که در هنگام انفجار و فرو پاشی ستارگا
حالا شاید معنای آیه ۳۷ سوره الرحمن بهتر فهمیده بشه :
"فإذا انشقت السماء فکانت وردة کالدهان" هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رُز(گلگون) درآید موضوعات مرتبط: جهان آفرينش [ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:5 ] [ حميد ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||