theme


ن : حميد

معاویه در کلام اهل سنت

روایت اول) معاویه در مسجد، بالای منبر به امیرالمؤمنین(ع) و فرزندش امام حسن(ع) جسارت کرد. امام مجتبی(ع) که در مسجد حاضر بود در پاسخش فرمود: «خداوند از میان ما دو نفر، آن را که گمنام‏‎تر، کم‏‎منزلت‏‎تر و در گذشته و حال شرورتر و در کفر و نفاق دینرینه‏‎تر است، لعنت کند». حاضران در مسجد آمین گفتند/ ابن ابی الحدید بعد از نقل این داستان روایت کرده که يحيى بن مَعين (رجال‏‎شناس برجسته اهل سنت) نیز گفته است: «من هم آمین می‏‎گویم» و خود نیز در ادامه با گفتن آمین، معاویه را لعنت کرده است. (ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج16، ص47)


روایت دوم) نقل است صحابی بزرگ پیامبر(ص)؛ عمار یاسر در خطبه ای فرمود: با معاویه بجنگید و او را لعنت کنید. (ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج16، ص30 و بنگرید: نصربن مزاحم، وقعة صفین، ص214 و نیز تاریخ طبری، ج4، ص8)


روایت سوم) روایاتی منقول از پیامبر خدا(ص) درباره معاویه بن ابوسفیان:

«اگر معاویه را بر منبر دیدید، او را بکشید»/«معاویه در جهنم است»/«معاویه و پدرش و برادرش ملعون است»

و زمانی ابوسفیان سوار شتری بود، معاویه و برادرش او را از جلو و عقب شتر همراهی می‏‎کردند. رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند سواره، جلودار و عقب‏‎دار او را لعنت کند» (انساب الاشراف بلاذری، ج5، ص128- تاريخ طبري، ج8، ص186)


ویژگی های برجسته معاویه بن ابوسفیان:

1. شراب خواری در دوره خلافت

بُرَیده اسلمی گوید که بر معاويه داخل شدم. او ما را بر فرشی نشاند و (به دستور او) طعام آوردند و خورديم و سپس شراب آوردند و معاويه شراب نوشيد و (جامی از آن) به پدرم تعارف کرد. پدرم گفت: بعد از آن که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شراب را حرام کرد، تاکنون شراب نخورده ام. «مسند احمد بن حنبل، ج5، ص347». هیثمی این خبر را صحیح دانسته، ولی از افشای بیشتر شخصیت معاویه خجالت کشیده و گفته است: «فى كلام معاوية شئ تركته» «هیثمی، مجمع الزوائد، ج5، ص42».

2. ارسال شراب برای معاویه در دوره امارت

عبدالرحمان بن سهل انصاری در زمان خلافت عثمان و حاکمیت معاویه بر شام، مشک های شراب معاویه را پاره کرد. خبر به معاویه رسید، گفت: او پیر شده و عقل از دست داده است. عبدالرحمان سوگند یاد کرد که عقل از دست نداده ام، رسول خدا(ص) ما را از نوشیدن شراب (خمر) منع کرده است. «ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج24، ص340».

ابن عساکر در همان صفحه، خبر بالا را به دو شکل روایت کرده در یکی نام معاویه آمده و در دیگری نام معاویه سانسور شده و بجای آن «فلان» آمده است که نشان می دهد، کسانی خوش نداشته اند که بدی های معاویه برای دیگران آشکار شود. همچنین بنابر روایتی دیگر، کاروانی در شام از کنار عبادة بن صامت ‏‎گذشت و دریافت که بار شتران، شراب است که برای فلانی (معاویه) خریده شده است. عباده مشک‏‎های شراب را پاره کرد. ابوهریره به عبادة بن صامت گفت: به معاويه چکار داری؟ عباده گفت: با رسول خدا(ص) بیعت کرده‏‎ایم تا امر به معروف و نهى از منكر ‏‎كنيم و ... از سرزنش دیگران هراس نداشته باشیم. «ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج26، ص198-198. ».

3. تجارت بت

معاویه مجسمه‏‎هایی از مس (بت) برای فروش به سند و هند می‏‎فرستاد. شخصی به نام مسروق گفت: اگر مطمئن بودم که معاويه مرا بدون شكنجه می‏‎کشد، این کشتی‏‎ها را غرق می‏‎كردم (بت‏ ها را از بين مى‏‎بردم)، اما مى‏‎ترسم که معاويه اول مرا شکنجه کند و سپس بکشد. به خدا قسم! نمى‏ دانم معاويه از قيامت ناامید شده و می کوشد تا دنيا را از دست ندهد يا كارهای بدش را شايسته می پندارد؟«انساب الاشراف بلاذری، ج5، ص 130.»

4. پرخوری

ابوذر غفاری، صحابه رسول خدا(ص) خطاب به معاویه گفت: ای معاویه! رسول خدا(ص) تو را لعنت کرد و چندین مرتبه نفرین نمود که سیر نشوی. رسول خدا(ص) فرمود: خدایا او را لعنت کن و او را جز با خاک سیر نگردان. پرخوری معاویه چنان شهرت یافت، که ضرب المثل شد و گفتند: رفیقی دارم که شکم او مثل هاویه است (هاویه نام یکی از طبقات جهنم است که از پذیرش کفار سیری ندارد) گویا معاویه در اندرون هاویه قرار دارد:«ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج8، ص257-258».

5. ترک احکام فقهی از روی هوا و هوس

ابن عباس در عرفات مشاهده کرد که مردم از ترس معاویه تلبیه نمی‏‎گویند. از این رو، ابن عباس از خیمه خود بیرون آمد، تلبیه گفت و افزود: «اگر چه معاویه بدش آید. خداوند آنان را لعنت کند، که سنت رسول خدا(ص) را به دلیل دشمنی با علی(ع) ترک کردند.« نسائی، السنن الکبری، ج5، ص113. حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک، ج1، ص465، این خبر را صحيح شمرده است».



:: موضوعات مرتبط: ناگفته های تاریخی


ن : حميد

آشنایی با یک خانواده ملعون

جد : ابوسفیان

او از سران کفار قریش و از دشمنان قسم خورده مسلمانان بود که در

سال هشتم هجری و هنگام فتح مکه توسط مسلمین برای حفظ جان

و مال خود از روی اجبار و به ظاهر اسلام آورد.

ابوسفيان بعد از رحلت پیامبر(ص) و جريان سقيفه به منظور ايجاد اختلاف

پیش امام على (ع) آمد و خواست تا با ایشان بيعت كند اما حضرت علی(ع)

او را از خود راند و فرمود: تو هميشه دشمن اسلام و مسلمان بوده ‏اى ، تو

جز فتنه و آشوب هدف ديگرى ندارى .

جوهرى مى‏ گويد:بعد از قتل خلیفه دوم ، وقتى با عثمان بيعت شد،

ابو سفيان گفت: اين امر (خلافت) در دست بنی تيم(طايفه ابوبكر) قرار

گرفت در حالیکه ربطى به آنان نداشت؛ بعد از آن در دست قبيله‏ عدى

(قبیله عمر) قرار گرفت كه دورتر و دورتر بود. اكنون به منزلگاه خود (قبیله

خودش) بازگشته و قرارگاه خويش را باز يافته است؛ او خطاب به عثمان

و بنى ‏اميه گفت: آن را در ميان خود مورثى كرده ميان فرزندان خود بگردانيد

هيچ بهشت و جهنمى در كار نيست.

ابوسفیان در حالى كه دراواخر عمر خود كور گشته بود در سن ۹۳ سالگى

و در سال ۳۰ هجرى در مدينه از دنيا رفت.


پدر : معاویه

معاویه پانزده سال قبل از هجرت در مکه متولّد شد. پدرش ابوسفیان و

مادرش هِند دختر عتبه بود که در تاریخ به هِند جگرخوار معروف است چرا

که به دستور او غلامش وحشی در جنگ اُحد حضرت حمزه سیدالشهدا

را از پشت هدف نیزه قرار داد سپس با شکافتن سینه اش جگرش را برای

هِند آوَرد تا بخورد.

معاویه همراه پدرش درجنگهای بدر و خندق بر علیه مسلمانان شرکت

داشت اما پس از فتح مکه در بیست و سه سالگی به همراه پدرش

ابوسفیان مجبور شد دین اسلام را بپذیرد. در زمان خلیفه اول ، او و

برادرش به شام فرستاده شدند و با فتح دمشق همانجا ماندند. با مرگ

برادر ، خلیفه دوم معاویه را به حکمرانی شام برگزید و خلیفه سوم نیز او

را در آن مقام ابقا کرد.

پس از مرگ عثمان، هنگامیکه امیرالمومنین (ع) به خلافت رسید پیشنهاد

اطرافیانش را برای ابقای معاویه نپذیرفت و او را از زعامت و حکومت در شام

عزل کرد اما معاویه به بهانهٔ کشته شدن عثمان و انتقام خون او ، وارد جنگ

با امام علی (ع) شد که در جنگ صفین نخست شکست خورد اما با حيله

عمروعاص به سپاهیانش فرمان داد تا قرآنها را بر نیزه کردند و با فریب دادن

خوارج در لشگر امام علي (ع)، توقف جنگ و ماجراي حکمیت مطرح گشت.

نتیجه حکمیت هم با غلبه عمروعاص بر ابو موسي اشعري به نفع معاويه

پايان يافت و به تحکیم حکومت معاویه در شام منجر شد.

معاویه اول کسي بود که دشنام بر امير المؤمنين(ع) را ترويج کرد و در آخر

خطبه های نماز جمعه لعن و جسارت بر علي(ع) مي کرد. او در سال ۴۵

هجری براي پسرش يزيد بيعت گرفت و هنگام مرگ به پسرش وصیت کرد

که در دفع عبدلله بن زبیر خشونت به خرج دهد امّا با عبدالرحمن بن ابوبکر

و حسین بن علی (ع) به جنگ برنخیزد.

معاويه سرانجام در سال ۶۰ هجری و در ۷۸ سالگی به بیماری درگذشت و

در شهر دمشق دفن شد.


پسر : یزید

سیرهٔ یزید و روش زندگی او با تمام خلفای پیش از او فرق داشت. او حتي

در حفظ ظاهر شریعت هم نمي كوشيد . جوانی جاه طلب و هرزه و

شراب خوار بود كه سیاست و ذکاوت پدرش را نیز نداشت و کارهای حکومت

را سبک می‌گرفت.

یزید عمر کوتاهی داشت و تنها سه سال حکومت کرد. فاجعه کربلا در نخستین

سال خلافت یزید رخ داد. در ابتدا یزید از کشتن سیدالشهدا(ع) و سرکوبی قیام کربلا

بسیار خوشحال بود، اما پس از مدتی به سبب بیدارگری اهلبیت (ع) و خشم

و نفرتی که مردم نسبت به او پیدا کردند سخت از این کار پشیمان گشت. در سال

۶۳ هجری مردم مدینه بر ضد او شورش کردند لذا او مسلم بن عقبه را مامور

سرکوبی این شهر کرد. مسلم بن عقبه شهر مدینه را ویران و مردم آن را قتل عام

نمود و به سپاهیانش اجازه داد هر کاری که می خواهند با مردم مدینه انجام دهند.

این واقعه هولناک در تاریخ به نام واقعه حره معروف شده است.

اما یکسال بعد یعنی در سال آخر حکومتش ، یزید برای محاصره و نابودی عبدالله بن

زبیر، سپاهی را به سوی مکه گسیل داشت که با استفاده از منجنیق خانه خدا

( کعبه) را که پناهگاه عبدالله بن زبیر بود، به آتش و سنگ بستند به طوری که خانه

ویران گردید. اما قبل از اینکه سپاهیان جنایت دیگری بکنند، خبر رسید که یزید مرده

است لذا محاصره را نیمه تمام گذاشتند و باز گشتند.



:: موضوعات مرتبط: ناگفته های تاریخی